
آسمان، سخت گرفته بر مردم.
دریغ كرده از باريدن.
قحطي آب است و تشنگي بر مردمي كه اينك به ستوه آمده اند،
چيره گشته در حالي كه بي آبي زمين هاي سبز را سوزانده و چهار پايان را تلف ساخته است.
به شكايت آمده اند، دسته جمعي.
اينجا كوفه است و سراي اميرمؤمنان علي(ع).
استسق لنا. دعا كن، دعا كن ببارد. باران ببارد.
امام رو به فرزندش حسين(ع) مي كند و مي فرمايد: برخيز و دعاي باران كن.
برمي خيزد.
حمد و ثناي خدا را چندان كه در خور اوست مي گويد و درود بر پيامبر(ص) مي فرستد، پس عرضه مي دارد:«خداوندا اي بخشنده خيرات، اي فرو فرستنده بركات، از آسمان، مايه زندگي را فرو فرست و باران فراوان بر ما بباران، باراني گسترده كه قطراتش، درشت و پيوسته فرو بارد، چندان كه از زيادي زمين را فروشكافد و با آن، بندگان ضعيف تو نفس تازه كنند و زمين مرده زنده شود، آمين رب العالمين».
حسين علي آمين نگفته بود كه خاك تفتيده زمين و سيماي آفتاب زده كوفيان از طراوت باران شكفت.
چه باراني و چه مردماني!
چونان ماهي برون افتاده از آب كه به دريا افكنندش.
باران آمد و آب موج برداشت،
موج روي موج...
سيراب شويد بندگان خدا، از صدقه سر حسين علي.