تبليغاتX

JavaScript Codes :: سمات :: :: زمين هر روز فرعوني دگر در آستين دارد/// دعا کن هر سحر آبستن موسي شود نيلش
:: سمات ::
زمين هر روز فرعوني دگر در آستين دارد/// دعا کن هر سحر آبستن موسي شود نيلش
 
... قلب مالامال از عشق دوست در سینه اش تنگی می کند

فکر کن اگر نوح بخواهد خسته شود ، اگر خدایش را نخواهند بشناسند خجلت و سنگینی اش را کجا برد ...

نوح را نگاه کن !

در قلبش چشمه ای زلال می جوشد

دنبال تشنگان می رود که تقدیمشان کند

مردمی که از تشنگی ،کویر دلشان ترک ترک است

اما چرا صدای او را نمی شنوند ؟!

چرا به دنبال سرابند ؟!

او می خواهد معشوق او ، معشوق همه باشد ...

|+|
نوشته شده توسط سمات در دوشنبه 27 فروردین1386 و ساعت 23:6
 
تجلی

آشکار شدن حقیقت به مقدار قابلیت

چرا که انکشاف تام برای ممکن الوجود غیر ممکن است

و گرنه ممکن واجب می شود...

|+|
نوشته شده توسط سمات در یکشنبه 26 فروردین1386 و ساعت 22:6
 
نمیدانم چه آفتی به جانم افتاد که امروز اینگونه شدم...

اما عاملی که آفت آرمان خواهی ام شد این بود که هم صحبت انسانهای کوچک شدم!

دوستی با فرومایگان در بهترین حالت  مرا ساکن می کند و در بدترین حالت فرومایه!

آنکس که دشمن بی مایه دارد، یک غصه دارد و آنکس که دوست بی مایه دارد هزار و یک غصه!

این است که چنین دوستی دشمن تر از دشمن است! ای کاش این خسارت با مصاحبت و همنشینی با بزرگان جبران شود.

|+|
نوشته شده توسط سمات در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 14:6
 
راستی!

فامیل کدام شخصیت ملکوتی هستی ؟

برای ما هم یک بلیط معرفت بگیر!

از جبرئیل خواهش کن برای ما وقت ملاقاتی با خدا دست و پا کند.

توی وزارت ادبیات اگر آشنایی داری رزرو  غزل در تور بیدل یادت نرود !! 

راستی ...

|+|
نوشته شده توسط سمات در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 17:6
 
گذشته که گذشت و نیست

آینده هم که نیامده و نیست

غصه ها مال گذشته و آینده است

حالا که گذشته و آینده نیست . پس چه غصه ای ؟؟

تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه...

|+|
نوشته شده توسط سمات در چهارشنبه 15 فروردین1386 و ساعت 17:5