فکر کن اگر نوح بخواهد خسته شود ، اگر خدایش را نخواهند بشناسند خجلت و سنگینی اش را کجا برد ...
نوح را نگاه کن !
در قلبش چشمه ای زلال می جوشد
دنبال تشنگان می رود که تقدیمشان کند
مردمی که از تشنگی ،کویر دلشان ترک ترک است
اما چرا صدای او را نمی شنوند ؟!
چرا به دنبال سرابند ؟!
او می خواهد معشوق او ، معشوق همه باشد ...